{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنجا یک قهوه خانه بود ...

آنجا یک قهوه خانه بود ...
اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای،چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟!
عجله، همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه ی رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...

#محمود_دولت_آبادی
دیدگاه ها (۱)

شهنوازی کن نگارا، ساز میخواهم چکار؟من که ایمان داشتم اعجاز م...

به روز رسانی....

وقتی که شانه هایمدر زیر بار حادثه می‌خواست بشکند ..از خیال پ...

دل ز تن بردی و در جانی هنوزدردها دادی و درمانی هنوزآشکارا سی...

پارت ۱۹:بی دقدقه"همان روز بود که متوجه نوری در چشمانش شدم"(س...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 4✦.....................

بالکون بود و هوا خیلی خنک کننده.. آسمان پر از ستاره و در زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط