با تو ایمنم و با تو سرشارم

با تو ایمنم و با تو سرشارم

با تو ایمنم و با تو سرشارم
از هرچه زیباییست
پناهم باش تا سنگینی غربت از شانه هایم فرو ریزد
و ملال تنهایی ، از چشم هایم
باورم کن که شعر در من طغیان یگانگی است و حماسه ی دوست داشتن من
دیگرگونه دوست می دارم و دیگر گونه یگانه ام
مرا تنها می توان با من سنجید و تو را تنها با تو
که سال هاست در جستجویت بوده ام
با تو آبی می بینم تمام بینایی ام را
چشمانت شکوه شکیبایی گیسوانت ادامه ی باران ها و دلت ترانه دریاهاست
زمزمه ی سرانگشتان باد در خواب خوش گیسوانت
زیبایی شاعرانه ای است که دلم را به بازی می گیرد و نجابت کلامت آنچنان که هرکلام دیگر را بی رنگ می کند
در چشم انداز هرکجای طبیعت تو را می بینم در چشمه ، در رود ، در دریا در گل ، در درخت ، در جنگل در دره ، در دشت ، در کوه
با این همه هنوز در تو حیرانم
که تمامی عشقی در یک وجود
و تمامی آرزویی در یک لباس
دیدگاه ها (۰)

با تو ایمنم و با تو سرشارماز هرچه زیبایی استپناهم باش تا سنگ...

با تو ایمنمو با تو سرشارماز هرچه زیبایی استپناهم باش تا سنگی...

زمزمه ی سرانگشتان باد در خواب خوش گیسوانتزیبایی شاعرانه ایست...

من از دوردست ها آمده ام، از کوچه های کودکی ...از شهر رنگین ق...

نامت را بر زبان می‌آورمدریا بر من گسترده‌تر می‌شوددریایی که ...

🦋♥️ نامت را بر زبان می‌آورم...#دریا بر من گسترده‌تر می‌شود.....

تمام حـــرف دلـــم این است . . .مـــن عشق را با نــــام تـــ...

عمق اب .ادموند ژبس ..از تو می‌گویمنه از چراغ ِسایه‌ یااز گام...

#سرچشمه‌و‌شبانه...در تاریکی چشمانت را جستمدر تاریکی چشم‌هایت...

همایون عزیزی شاعر افغانستانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط