عمق اب .ادموند ژبس ..

عمق اب .ادموند ژبس ..
از تو می‌گویم
نه از چراغ ِسایه‌ یا
از گام‌های تازی‌ام
باد در پاشنه‌ی زرین
باد روی لبه‌ی چاه‌ها
باد ِبیرون، که در آن
دیگر کسی به تفاهم نمی‌رسد

از تو می‌گویم
گروهی پاسخ می‌دهند
مورچگانِ بی‌صدا و بی‌فریاد
با اینحال
سکوت می‌کُشد مثل مرگ
و تنها سکوت است
که حکم زایش می‌دهد

از تو می‌گویم
و تو نیستی و هرگز نبوده‌ای
به پرسش‌هایم پاسخ می‌دهی
عنکبوت به هُرم نفس‌ هیولاها نزدیک می‌شود
به قلابِ جامه‌هایی که شتابِ تمام‌شدن دارند
گاونر صحنه را به آتش می‌کشد
همانجا که پادشاه گدایی می‌کند قلمرو خویش را
لکه‌ی خون، پایه‌‌های درد

تو از همه بالاتر نیستی
تمامی خطوط چشم‌هایت
گره خورده‌اند به خورشید
جهان پوست می‌اندازد
و چهره‌ی انسان
فریاد می‌کشد در مرکز زمین
و هیچ نیست جز تو:
ستونِ دود با النگوهایی از یَشم
با روبانِ قرمز ِرنگین‌کمانی درهم‌ریخته
و سربندِ جزیره‌های ناشناخته بر گیسوانت

از تو می‌گویم
دیدگاه ها (۱)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

**پارت ۲۸**دست‌های قوی و گرمش دورِ مچ‌هام حلقه زده بود، اما ...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

پارت ۱

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

سناریو: ماه سرخ

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط