{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم

پدرم


اخ که خیلی دلم برات تنگ شده بابا
بابادیگه طاقت ندارم زودبیادلم برات یع ریزه شده بیا
دوست دارم صدات بزنم بیگم بابا
توهم برگردی نگاهم کنی بگی جان بابا
بابا تاآخربن لحظه نفس کشیدنم به یادت هستم
خیلی دوستتت دارم
😭😭😭😭🥀🥀
دیدگاه ها (۰)

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

BTS Reaction اداستان:تو عضو هشتم BTS هستی و بعد از یه دعوای ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁰ویو: اتهمین که در عمارت بسته شد،...

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

مهمونی پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط