فریآد زدم دست هایم را نبندید

فَریآد زَدَم دَست هایَم را نَبَندید...

فَریآد زَدَم دَست هایَم را نَبَندید...
میخواهَم شَب ها دَر آغوش بگیرَم اورا...🖤💤
دیدگاه ها (۰)

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری...

روزها را چه غریبانه به شب رساندیمفریاد را در سینه خفه کردیمو...

🚩 فریاد مردم در آستانه دویستمین شب حضور در #میدان_انقلاب_تهر...

با لب هایم نهمن همیشه تو را با چشم هایم می بوسمآرام تر ، گرم...

«روین چوپرا» در مقاله خودش دوازده بغل رو برای انسان ضروری دو...

پاییز برای مردم عاشق،آغوش، دست‌های گره‌خورده وصحبت‌های شیرین...

در تاریکی شبفانوسی برایتان روشن میکنمآنگاه از خدا میخواهماگر...

«خیالِ روی تو در هر طریق همسفر است…اما تو، فراتر از خیالی؛ ت...

سلامت روحیت در چه وضعه؟در وضعی که نصف شب تو اتوبوس نیم ساعت ...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط