{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها را چه غریبانه به شب رساندیم

روزها را چه غریبانه به شب رساندیم
فریاد را در سینه خفه کردیم
و اشک را خوراک روز و شب کردیم
چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن
و تکیه‌گاهی مطمئن را از دست دادن!
دیدگاه ها (۲)

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

ادامه

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

چند پارتی بازی ممنوع

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط