{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مذهبی

”شبِ جمعه”شده و روضه مرا ریخت به هم
”فاطمه” آمده و”کرب وبلا” ریخت به هم

واژه ای نظمِ جهان را به تلاطم انداخت
مادرش گفت بُنَیّ همه جا ریخت به هم

#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله🌷
دیدگاه ها (۹)

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

دختری که ملکه ی جهنم شد

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

👑 پارت چهارم | دعوتی غیرمنتظرهصبح روز بعد، لیانا کنار پنجره‌...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

﷽ 🖤🥀🖤🌙 کم‌کم داریم نزدیک می‌شیم به این ایام… 🥀😭🌑🕯️ شب گریه ک...

🖤🥀 در پای تو ای گل ولایت خارم 🌹🖤🤲🏻 هر چند بدم، سائل این درگا...

پارت ۳ | خاطره‌ای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...

P : 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط