بهم گفتند پدرت  را در یک جمله توصیف کن

بهم گفتند “پدرت ” را در یک جمله توصیف کن

بهم گفتند “پدرت ” را در یک جمله توصیف کن
هرچه فکر کردم نتوانستم .
نوشتن خوبی هایت جمله ای نیست
دفتر هزار برگ میخواهد .
فقط در یک جمله گفتم
” خدارا شکر که دارمت ”
دیدگاه ها (۰)

🧡در شروع هفته از خدا🍁برایت یک بغل دلخوشی 🧡دلی خشنود از مردم🍁...

در دلم آنقدر ای بالابلا! می‌خواهمتاز خداوندم میان هر دعا می‌...

My_idol

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

تقدیم به زندگیم:سر به روی شانه‌هایت می‌گذارم بعد ازاینغصه‌ها...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.29 (روایت از زبان ا.ت...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆بعد از ناهار دوباره به اتاقم ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط