عزیزم شب‌هایی‌را به یاد بیاور که تا صبح غم‌هایت را می بو

عزیزم، شب‌هایی‌را به یاد بیاور که تا صبح غم‌هایت را می بو

عزیزم، شب‌هایی‌را به یاد بیاور که تا صبح غم‌هایت را می بوسیدم، در حالیکه خود زخم بودم با تکه‌ای جسم و روح...
دیدگاه ها (۰)

ما عمقِ این زخم را نمی‌دانیم؛نمی‌دانیم شب‌هایِ خانه‌ای که کو...

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

.ما عمقِ این زخم را نمی‌دانیم؛نمی‌دانیم شب‌هایِ خانه‌ای که ک...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

آرزو می کنم خورشیدِ زندگی ات را پیدا کنی و تمام ثانیه هایت ا...

سلام عزیزم صبح بخیر ❣️❣️❣️❣️❣️❣️تو را ای ماهِ قلبم دوست دارم...

و شاید سرنوشتش این بود که این‌گونه بمیرد. آری، سرنوشت این بو...

🍁عشق مثل قصه های کودکی، آن جا که حتی دیوها هم به فرشته ها تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط