ما عمق این زخم را نمی‌دانیم

.

.
ما عمقِ این زخم را نمی‌دانیم؛
نمی‌دانیم شب‌هایِ خانه‌ای که کودکش برنگشته، چطور صبح می‌شود.
ما خود را جایِ هیچ مادرِ داغداری نمی‌گذاریم.
ما فقط ایستاده‌ایم؛
به احترامِ ۴۳۶ زندگیِ ناتمام،
و به حرمتِ نام‌هایی که نباید در غبارِ زمان گم شوند.

از سوگ تا داد
پرده‌ی اول / سوگ
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

آرامشِ امروز ما، مدیونِ شب‌بیداری و تلاشِ مردانی‌ست که امنیت...

پارت دوم:رمان رویای عشق در بازی خبیثچشمامون رو باز کردیم دی...

𝖕𝖆𝖗𝖙4اتاق مارال رو به باغ شرقی قصر بود. صبح‌ها، نور از میان ...

#SLAVES. PART 2عمارت در سکوت فرو رفته بود.فیلیک...

پارت ۷

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج ما همیشه فقط به لیست آرزوهای خودمان ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط