{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده
   نه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان مانده
   فقط اندوه می گیرد سراغی از غریبی مان
   همان که یارمان بوده، کماکان یارمان مانده
   بپرس از پیشگوهای محلی این معما را
   چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
   چقدر از دلخوشی های کم و کوتاهمان رفته؟
   چقدراز زخم های بر جگر بسیارمان مانده؟
   سزای خواندن از عشق است در گوش کر جنگل
   اگرکه قطره خونی گوشه ی منقارمان مانده
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

عاشقانه

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان ماندهنه دیگر زلفِ تاکی بر سر ...

نه فانوسی کنار لحظه های تارمان ماندهنه دیگر زلف تاکی بر سر د...

♥️🌺🌻♥️🌺🌻♥️🌺🌻نه فانوسی کنارِ لحظه های تارمان ماندهنه دیگر زلف...

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان ماندهنه دیگر زلف تاکی بر سر د...

بامداد خمار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط