بچه بودیم گم که میشدیم میدونستیم مامانمون رو گم کردیم

بچه بودیم؛ گم که میشدیم، میدونستیم مامانمون رو گم کردیم.

بچه بودیم؛ گم که میشدیم، میدونستیم مامانمون رو گم کردیم. و مطمئن بودیم اگه همونجا بمونیم مامانمون پیدامون میکنه.
الان گم شدیم. نه میدونیم کجاییم، نه می‌دونیم کی و چی رو گم کردیم. هر چقدرم همینجا بمونیم هیچکس پیدامون نمیکنه
دیدگاه ها (۱)

دردسر های سه روزه ( پارت ۷ ) سونیک همش مراقب شدو بود و ازش م...

دهه هفتادی بودن....

سناریو بی تی اسوقتی بغلشون میکنی وا پاتو دور کمرشون حلقه میک...

محو زیبایی او پارت ۵۰ویو رزاتصمیم گرفتم برم تو تیمشون به درخ...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

عشق میان ماپارت7

می دونین کره شمالی یه شبه جزیره !با کمتر از 30 میلیون جمعیت ...

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

ازدواج اجباری

part:19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط