{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که از آینه‌ها بپرسم

بگذار که از آینه‌ها بپرسم
نام نجات‌دهنده‌ات را
آیا زمین که زیر پای من است
لرزان‌تر از دلِ من نیست؟
من از ستاره‌ها خواهم پرسید
و از سکوتِ شب...
که چگونه می‌توان
بر این تلاطم ایستاد؟
دیدگاه ها (۲)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

دل نوشته برای سرباز وطن

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

چند پارتی✨نیمه‌شب بود و عمارت تهیونگ در سکوت کامل فرو رفته ب...

فراتر از خویش

گریه کن عیبی ندارد، دل سبک تر میشوددر گلو بغضت بماند، چشم ِد...

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁷﴿ویو راوی﴾ات آرام برگه را از روی زمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط