{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که از آینه‌ها بپرسم

بگذار که از آینه‌ها بپرسم
نام نجات‌دهنده‌ات را
آیا زمین که زیر پای من است
لرزان‌تر از دلِ من نیست؟
من از ستاره‌ها خواهم پرسید
و از سکوتِ شب...
که چگونه می‌توان
بر این تلاطم ایستاد؟
دیدگاه ها (۱)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

دل نوشته برای سرباز وطن

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

فراتر از خویش

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

گریه کن عیبی ندارد، دل سبک تر میشوددر گلو بغضت بماند، چشم ِد...

چند پارتی✨نیمه‌شب بود و عمارت تهیونگ در سکوت کامل فرو رفته ب...

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

عقد با رئیس مافیا 𝒫𝒶𝓇𝓉 16 ساعت نزدیک هشت شب بود.ات جلوی آینه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط