𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 015
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
جلوی یه در وایساد درشو باز کرد با ذوق بیش از حد گفت"
_ بیا ببین از اینجا خوشت میاد
با ذوق بیشتر از خودش رفتم تو که با دیدم خونه یا بگم عمارت خیلی خوشگل بود
پشمام اینا چقدر منو ادم حساب میکنن اشکم در اومد
اونوقت ننه بابام به من میگن از تو سطل تشغالی پیدات کردیم هعی دنیا توف توت
برگشتم سمتشو با خوشحالی گفتم"
_اینجا خیلی خوبه
لبخندی زد و گفت"
_خوبه که خوشت اومد خوشگلم وسایلتو بچین بیا پایین برای شام بعدش
_چشم مرسی
رفت و درو پشت سرش بست نفسمو دادم بیرون هوففف خانم بودن چقدر سخته
وسایلامو سریع چیدم چون روده بزرگه داشت روده کوچیکه رو میخورد
خرامان خرامان عین این پرنسس ها از پله هاشون پایین میرفتم که با شنیدن صدای اون کره بز کنجکاو شدم و
یواش یواش به سمت در اتاقش رفتمو گوشمو رو در چسبوندم که با حرفی که زد ب..رگام ریخت
_ببین زنیکه هر/////زه من با توعه خ..راب هیچ کاری نکردم حالا نمیدونم با کدوم حرو//می بودی ولی حق نداری بچه حرو//مزاده تر از خودتو به من بندازی
یا پی دی نیم این چه گوهی کرد کی کیو ک..رده
یا حضرت زلیخا این چه وضعیه مگه این عاشق من نبود پس چرا رفته یکیو.......
وایسا گفت کار من نبود ولی شاید کار اون بوده هیننننن یعنی یه متجـ]]]اوز گر عاشقم شده
تف بهت بیاد شانس تازه فکر میکردم یکیو خر کردم
ولی من ازش بدم میاد خب چیکار کنم ولش دیگه ا/ت ب خودت بیا دختره خنگ.......
_____________
شرایط پارت بعد:
لایک:۴۰
کام:۲۵
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 015
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
جلوی یه در وایساد درشو باز کرد با ذوق بیش از حد گفت"
_ بیا ببین از اینجا خوشت میاد
با ذوق بیشتر از خودش رفتم تو که با دیدم خونه یا بگم عمارت خیلی خوشگل بود
پشمام اینا چقدر منو ادم حساب میکنن اشکم در اومد
اونوقت ننه بابام به من میگن از تو سطل تشغالی پیدات کردیم هعی دنیا توف توت
برگشتم سمتشو با خوشحالی گفتم"
_اینجا خیلی خوبه
لبخندی زد و گفت"
_خوبه که خوشت اومد خوشگلم وسایلتو بچین بیا پایین برای شام بعدش
_چشم مرسی
رفت و درو پشت سرش بست نفسمو دادم بیرون هوففف خانم بودن چقدر سخته
وسایلامو سریع چیدم چون روده بزرگه داشت روده کوچیکه رو میخورد
خرامان خرامان عین این پرنسس ها از پله هاشون پایین میرفتم که با شنیدن صدای اون کره بز کنجکاو شدم و
یواش یواش به سمت در اتاقش رفتمو گوشمو رو در چسبوندم که با حرفی که زد ب..رگام ریخت
_ببین زنیکه هر/////زه من با توعه خ..راب هیچ کاری نکردم حالا نمیدونم با کدوم حرو//می بودی ولی حق نداری بچه حرو//مزاده تر از خودتو به من بندازی
یا پی دی نیم این چه گوهی کرد کی کیو ک..رده
یا حضرت زلیخا این چه وضعیه مگه این عاشق من نبود پس چرا رفته یکیو.......
وایسا گفت کار من نبود ولی شاید کار اون بوده هیننننن یعنی یه متجـ]]]اوز گر عاشقم شده
تف بهت بیاد شانس تازه فکر میکردم یکیو خر کردم
ولی من ازش بدم میاد خب چیکار کنم ولش دیگه ا/ت ب خودت بیا دختره خنگ.......
_____________
شرایط پارت بعد:
لایک:۴۰
کام:۲۵
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۱.۳k
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط