𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
دوباره سرم و بردم سمت در و گوشم و چسبوندم به در که یدفعه در باز شد و با کله خوردم زمین.....
که یدفعه اون کره بز گفت"
_اینجا چیکار میکنی خانم کوچولو؟!
بلند شدم و توی چشماش نگاه کردم و گفتم"
+ هیچی فقط داشتم رد میشدم که یهو..... اصلا به تو چه ها کره بز....
اینو گفتم و زود از اون طرف دور شدم و رفتم پایین
د اخه دختره خنگ تورو چه به فال گوش وایسادن...
وقتی رسیدم پایین مامان اون کره بز رو دیدم بر عکس اون عنتر مامانش عالی بود از صحبت هام
باهاش فهمیدم که اسم خودش هِری اسم شوهرش جونگسو و اسم اون عنتر جونگکوکه یه دختر دیگه دارن که اسمش تیلوره
افکارم و گذاشتم رفتم هال ک هری
تا منو دید لبخند ملیحی زد که منم متقابل همین کارو کردم با لبخند گفت"
_خوشگلم بیا شامو بخوریم دیگه دیر شده جونگکوک و جونگسو هم الان میان
چشمی گفتم و سر میز نشستم که با دیدن مرد مسنی که حدس میزدم جونگسو شوهر هِری باشه به احترامش بلند شدم و سلام کردم
بعد از سلام و احوالپرسی مشغول به خوردن شام شدیم اما اون کره بز انقدر ضایع به من زل زده بود خجالت میکشیدم سرمو بالا کنم
اخه ببین چجوری نگا میکنه بعد میگن چرا فحش میدی.....
بعد از جمع کردن شام تشکری کردم و خیلی اروم و متین و خانومانه به سمت اتاقم رفتم
تا درو باز کردم جونگکوک رو دیدم(چه خودمونی شد سریع :)) خواستم فحشش بدم که با دیدن چیزی که تو دستاش بود برگام ریخت
یا پی دی نیم سوتی،،ن من دست این چیکار میکنه
از خجالت قرمز شدم و با حرص اون بی ناموسو از دستش گرفتم.......
________________
شرایط پارت بعد:
لایک:۴۰
کام:۲۵
_______________
لآیـــکـ کآمـــنتـ بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
دوباره سرم و بردم سمت در و گوشم و چسبوندم به در که یدفعه در باز شد و با کله خوردم زمین.....
که یدفعه اون کره بز گفت"
_اینجا چیکار میکنی خانم کوچولو؟!
بلند شدم و توی چشماش نگاه کردم و گفتم"
+ هیچی فقط داشتم رد میشدم که یهو..... اصلا به تو چه ها کره بز....
اینو گفتم و زود از اون طرف دور شدم و رفتم پایین
د اخه دختره خنگ تورو چه به فال گوش وایسادن...
وقتی رسیدم پایین مامان اون کره بز رو دیدم بر عکس اون عنتر مامانش عالی بود از صحبت هام
باهاش فهمیدم که اسم خودش هِری اسم شوهرش جونگسو و اسم اون عنتر جونگکوکه یه دختر دیگه دارن که اسمش تیلوره
افکارم و گذاشتم رفتم هال ک هری
تا منو دید لبخند ملیحی زد که منم متقابل همین کارو کردم با لبخند گفت"
_خوشگلم بیا شامو بخوریم دیگه دیر شده جونگکوک و جونگسو هم الان میان
چشمی گفتم و سر میز نشستم که با دیدن مرد مسنی که حدس میزدم جونگسو شوهر هِری باشه به احترامش بلند شدم و سلام کردم
بعد از سلام و احوالپرسی مشغول به خوردن شام شدیم اما اون کره بز انقدر ضایع به من زل زده بود خجالت میکشیدم سرمو بالا کنم
اخه ببین چجوری نگا میکنه بعد میگن چرا فحش میدی.....
بعد از جمع کردن شام تشکری کردم و خیلی اروم و متین و خانومانه به سمت اتاقم رفتم
تا درو باز کردم جونگکوک رو دیدم(چه خودمونی شد سریع :)) خواستم فحشش بدم که با دیدن چیزی که تو دستاش بود برگام ریخت
یا پی دی نیم سوتی،،ن من دست این چیکار میکنه
از خجالت قرمز شدم و با حرص اون بی ناموسو از دستش گرفتم.......
________________
شرایط پارت بعد:
لایک:۴۰
کام:۲۵
_______________
لآیـــکـ کآمـــنتـ بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۷۷۴
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط