به دختر گفت اگه یه روزی به

به دختر گفت اگه یه روزی به

به دختر گفت اگه یه روزی به

قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید

#داستان #داستان_کوتاه #داستان_غمگین
متاسفم برایه ادمایی که وعده میدن و عمل نمیکنن گاهی وقتا لازم نیس جونتو بدی لازم نیس پولتو بدی فقط یکم واسش وقت بزاری و بش توجه کنی کافیه💔🙂
دیدگاه ها (۰)

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۶بچه ها برای اینکه ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین ن...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی بهقلب احتیاج داشته باشی اولین نف...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی بهقلب احتیاج داشته باشی اولین نف...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی بهقلب احتیاج داشته باشی اولین نف...

داستان زیبای اهدای قلب1پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب اح...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین ن...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط