و اما ماجرای آن شب آفتابی سخت

‏🍃🌸

‏🍃🌸
و اما ماجرای آن شب آفتابی سخت!
شب غربت و مظلومی

صبح چهارشنبه ۴ آبان مثل روزهای گذشته، آرمان در درس‌های حوزه شرکت کرد. پیام‌های خوبی از سطح شهر تهران مخابره نمی‌شد. آشوبگران در چند نقطه تجمعاتی همراه با تخریب اموال عمومی برپا کرده بودند.
ظهر بعد از اتمام کلاس، آرمان وسایلش را جمع کرد و از طلبه‌ها خداحافظی کرد. دوستانش به شوخی گفتند: «شهید نشی!؟ صبر کن آخرین عکس را هم ازت بگیریم!» اما آرمان گویا افق نگاهش جای دیگری بود. با رفتار و الفاظی متواضعانه دوباره خداحافظی کرد و با عجله از حوزه خارج شد و خود را به بچه‌های گردان امام علی علیه‌السلام رساند. نماز مغرب را در مسجد به جماعت خواند.
درگیری‌ها در شهرک اکباتان بالا گرفته بود. عده‌ای فتنه‌گر جهت هتک حرمت برخی شهروندان محترم و مردم مظلوم، تجمع کرده و با شعارهای وقیحانه دست به آشوب و تخریب زده بودند.
آرمان به همراه تعدادی از بسیجی‌ها برای شناسایی و ساماندهی اوضاع به فاز یک اکباتان رفتند.
پرتاب سنگ از بالای برخی ساختمان‌ها موجب جدایی او از تیم شناسایی شد. در چشم برهم زدنی غریبانه محاصره‌اش کردند؛ اغتشاشگران از همه طرف به او حمله می‌کردند. با سنگ و چوب و لگد، با هرچه که دستشان رسید می‌زدند و فیلم می‌گرفتند و فحاشی می‌کردند!
کربلایی به پا شده بود! غریب گیر آوردنش! لباس از تنش در آوردند؛ با تهدید و شکنجه از او خواستند به حضرات اهل بیت علیهم صلوات الله و حضرت آقا هتاکی کند! اما هیهات که تربیت شده‌ی مکتب سیدالشهداء سلام‌الله‌علیه، دست از اعتقادات قلبی‌اش بکشد و جانش را به بهایی ناچیز بخرد!
آرمان زیر بار حرف اراذل و اوباش نرفت و بلای بزرگ را به جان خرید. شکنجه شدت می‌یافت و بدن پاکش با ضربات مکرر چاقو پاره پاره می‌شد تا در نهایت با کوبیدن تکه بلوک‌های سیمانی به سر مطهرش، به کما رفت! کفتارها بدن نیمه جانش را روی زمین می‌کشیدند و در گوشه‌ای از شهرک تنها رها کردند. پس از ساعتی پیکر پر زخم و کبود و تقریبا بی‌جان آرمان به بیمارستان منتقل شد.
و سرانجام صبح جمعه ششم آبان ۱۴۰۱ آرمان عزیز به سبب شدت جراحات و آسیب‌ها در سراسر بدن مطهرش، چونان مولایش سیدالشهداء علیه‌السلام با قتل صبر به فیض شهادت نائل آمد و در آغوش خونین اباعبدالله الحسین علیه‌السلام آرام گرفت.
بدن چاک چاک و کبود برادر شهیدمان تا ابد سندی بزرگ بر مظلومیت ملت شهیدپرور ایران و فرزندان امام خامنه‌ای و رسوایی مدعیان دروغین آزادی و حقوق بشر است.
#سی_روز_سی_شهید_۱۳
#شهید_آرمان_علی_وردی
#شهدای_مدافع_امنیت_وطن
#شهدای_اغتشاشات_🖤😭😭
دیدگاه ها (۴)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :همانان که به ناحق از خا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :اگر چه دیگر دوره‌ امپر...

‼️ #تاریخ بدجور قضاوت خواهد کرد!✍ حتی تصوّرش نیز #شرم دارد ک...

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

‌🟣 پایان این بی‌غیرتی کجاست؟!هیئت دیپلماتیک کوبا هنگام سخنرا...

🔘 تعیین وقت ممنوع🔰 قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :3- لقمۀ حرام، اثر بسیا...

سردار شهید مهدی زین‌الدین از برجسته‌ترین فرماندهان دوران دفا...

با خارها راهش را میبندم: شباهت آریا سمج و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط