*استریمر برزیلی بازیهای ویدیویی، Curinga، در لایو خود تع
*استریمر برزیلی بازیهای ویدیویی، Curinga، در لایو خود تعریف کرد که در جریان بازدید اعضای BTS از محل بازی LOUD، با جین و جیمین آشنا شده است. اعضا روز تعطیلشان را آنجا گذراندند؛ LoL بازی کردند، از باربکیوی برزیلی لذت بردند و پودینگ خوردند.
• اعضای گروه برای گذراندن روز تعطیلشان، بازی و تفریح به مرکز تمرینی LOUD رفتند.
• مربی LOUD با یکی از اعضای BTS هممدرسهای بوده است.
• LOUD مجبور شد برای اینکه کارکنان متوجه نشوند BTS قرار است به مرکز تمرینی تیم بیاید، یک بهانه جور کند.
• برای اینکه سر صحبت را باز کنند، از یک ویدیو از فیکر در حال بازی LoL استفاده کردند.
• آنها روزشان را با خوردن چوراسکو و بازی کردن LoL گذراندند.
• پسرها تمام بازیهای LoL که انجام دادند را باختند و مدام همدیگر را دست میانداختند.
• او همچنین گفت که جرئت نکرد از آنها عکس بخواهد، چون نمیخواست روز تعطیلشان را مختل کند.
*ترجمه ویدیو:
🗣️ از دوستم پرسیدم: «هی، چه ساعتی باید راه بیفتیم؟» گفت: «یه دوش سریع بگیر و بریم؛ دیگه وقتشه!» من دوش گرفتم، آماده شدم، رفتم دنبالش و ساعت ۱۴:۰۸ بود که رسیدیم.
🗣️ بعد از اینکه ماشین رو پارک کردیم، از دوستم پرسیدم: «خب، وقتی اومدن چطوری باید رفتار کنم؟ کار خاصی هست که باید انجام بدم؟» گفت: «ریلکس باش؛ برای اونا فقط یه روز تعطیله. ما شخصاً نمیشناسیمشون، پس ببینیم چی پیش میاد. خودمون متوجه میشیم.»
🗣️ همهچیز خیلی آروم بود و اصلاً استرس نداشتم. به ورودی مرکز تمرینی نزدیک شدیم. وقتی به در رسیدیم، یه ماشین فوقالعاده خفن دیدم که اونجا پارک شده بود. ساعت ۱۴:۰۸ بود. توی راهرو رفتیم و یهو روبهروی... پسری به اسم جین قرار گرفتم. خودِ جین، همون جینی که ۵۶.۹ میلیون دنبالکننده داره. دقیقاً خودش بود!
آروم کنار مدیر برنامههاش توی راهرو ایستاده بود. همون لحظه فهمیدم خودشه، بدون هیچ شکی. نزدیک شدم و سلام کردم:
«سلام، خوبی؟»
🐹 سلام، خوشبختم؛ من جین هستم.
🗣️ اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود: «واو، دقیقاً ساعت ۱۴ اومده، اونم توی روز تعطیلش، اینجا در برزیل!» بهش گفتم: «واقعاً خوشبختم، از آشنایی باهات خیلی خوشحالم.»
وقتی وارد شدیم، کاملاً زبونم بند اومده بود؛ حتی نمیدونستم چی باید بگم. همهچیز فوقالعاده پیش رفت.
🗣️ بعد سفارش باربکیو و کلی غذا دادیم تا مهمونها احساس کنن خونه خودشون هستن و هر وقت خواستن چیزی برای خوردن داشته باشن. حدود ساعت ۳:۱۵، جین گفت که منتظرن جیمین هم برسه.
🗣️ در حالی که منتظر بودیم، پرسید:
🐹 اشکالی داره بریم بالا یه کم بازی کنیم؟
🗣️ گفتم: «حتماً! اینجا کاملاً در اختیار شماست.» کامپیوترها رو آماده کردم و کل محیط کاربری رو به زبان کرهای تنظیم کردم تا اونها تا جای ممکن احساس راحتی کنن.
🗣️ چون نمیخواستن تا وقتی عضو دیگه گروه مشغول انجام کارهاشه، وقتشون رو هدر بدن، جین گفت:
🐹 خب، حالا که فعلاً کار دیگهای نداریم، بهتره شروع کنیم به بازی!
🗣️ رفت بالا و شروع کرد به بازی League of Legends؛ اون هم نه یه بازی معمولی، بلکه یک بازی رنک در سرور برزیل. بهسختی میتونستم چیزی رو که میدیدم باور کنم! واقعاً یه صحنه کاملاً سورئال بود! جین اونجا، در مقر LOUD، کنار مدیر برنامههاش نشسته بود و داشت برای تفریح بازی میکرد.
🗣️ به دوستم گفتم: «جدی میگی؟! کی فکرشو میکرد همچین چیزی اتفاق بیفته؟ چطوری اصلاً ممکنه؟ ببین چه ارتباطی اینجا داریم!»
معلوم شد مربی تیم League of Legends ما با یکی از اعضای BTS هممدرسهای بوده؛ اونها از دوران کودکی با هم دوست بودن.
🗣️ راستش هنوز هم شوکهام: اونا تا برزیل اومدن و تصمیم گرفتن تنها روز تعطیلشون رو با ما بگذرونن.
بعداً یکی از اعضای تیمشون بهمون توضیح داد که برنامه کاریشون واقعاً طاقتفرساست: دو یا سه کنسرت پشت سر هم در استادیومهایی که همه بلیتهاشون فروخته شده.
🗣️ اونا نمیتونن در مکانهای عمومی بیرون برن و زندگی خصوصیای ندارن، چون به محض اینکه ظاهر میشن، جمعیت زیادی دورشون جمع میشه. برای همین سعی میکنن از تکتک لحظات آزادشون استفاده کنن تا مثل آدمهای معمولی زندگی کنن؛ با آرامش، بدون دردسر و دور از هر چیزی که حواسشون رو پرت کنه.
🗣️ مقر LOUD یه اتاق مجهز به کامپیوتر داره. اونجا مستقر شدن و تمام روز رو به بازی League of Legends، استراحت و خوش گذروندن گذروندن.
@bts.news.73
• اعضای گروه برای گذراندن روز تعطیلشان، بازی و تفریح به مرکز تمرینی LOUD رفتند.
• مربی LOUD با یکی از اعضای BTS هممدرسهای بوده است.
• LOUD مجبور شد برای اینکه کارکنان متوجه نشوند BTS قرار است به مرکز تمرینی تیم بیاید، یک بهانه جور کند.
• برای اینکه سر صحبت را باز کنند، از یک ویدیو از فیکر در حال بازی LoL استفاده کردند.
• آنها روزشان را با خوردن چوراسکو و بازی کردن LoL گذراندند.
• پسرها تمام بازیهای LoL که انجام دادند را باختند و مدام همدیگر را دست میانداختند.
• او همچنین گفت که جرئت نکرد از آنها عکس بخواهد، چون نمیخواست روز تعطیلشان را مختل کند.
*ترجمه ویدیو:
🗣️ از دوستم پرسیدم: «هی، چه ساعتی باید راه بیفتیم؟» گفت: «یه دوش سریع بگیر و بریم؛ دیگه وقتشه!» من دوش گرفتم، آماده شدم، رفتم دنبالش و ساعت ۱۴:۰۸ بود که رسیدیم.
🗣️ بعد از اینکه ماشین رو پارک کردیم، از دوستم پرسیدم: «خب، وقتی اومدن چطوری باید رفتار کنم؟ کار خاصی هست که باید انجام بدم؟» گفت: «ریلکس باش؛ برای اونا فقط یه روز تعطیله. ما شخصاً نمیشناسیمشون، پس ببینیم چی پیش میاد. خودمون متوجه میشیم.»
🗣️ همهچیز خیلی آروم بود و اصلاً استرس نداشتم. به ورودی مرکز تمرینی نزدیک شدیم. وقتی به در رسیدیم، یه ماشین فوقالعاده خفن دیدم که اونجا پارک شده بود. ساعت ۱۴:۰۸ بود. توی راهرو رفتیم و یهو روبهروی... پسری به اسم جین قرار گرفتم. خودِ جین، همون جینی که ۵۶.۹ میلیون دنبالکننده داره. دقیقاً خودش بود!
آروم کنار مدیر برنامههاش توی راهرو ایستاده بود. همون لحظه فهمیدم خودشه، بدون هیچ شکی. نزدیک شدم و سلام کردم:
«سلام، خوبی؟»
🐹 سلام، خوشبختم؛ من جین هستم.
🗣️ اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود: «واو، دقیقاً ساعت ۱۴ اومده، اونم توی روز تعطیلش، اینجا در برزیل!» بهش گفتم: «واقعاً خوشبختم، از آشنایی باهات خیلی خوشحالم.»
وقتی وارد شدیم، کاملاً زبونم بند اومده بود؛ حتی نمیدونستم چی باید بگم. همهچیز فوقالعاده پیش رفت.
🗣️ بعد سفارش باربکیو و کلی غذا دادیم تا مهمونها احساس کنن خونه خودشون هستن و هر وقت خواستن چیزی برای خوردن داشته باشن. حدود ساعت ۳:۱۵، جین گفت که منتظرن جیمین هم برسه.
🗣️ در حالی که منتظر بودیم، پرسید:
🐹 اشکالی داره بریم بالا یه کم بازی کنیم؟
🗣️ گفتم: «حتماً! اینجا کاملاً در اختیار شماست.» کامپیوترها رو آماده کردم و کل محیط کاربری رو به زبان کرهای تنظیم کردم تا اونها تا جای ممکن احساس راحتی کنن.
🗣️ چون نمیخواستن تا وقتی عضو دیگه گروه مشغول انجام کارهاشه، وقتشون رو هدر بدن، جین گفت:
🐹 خب، حالا که فعلاً کار دیگهای نداریم، بهتره شروع کنیم به بازی!
🗣️ رفت بالا و شروع کرد به بازی League of Legends؛ اون هم نه یه بازی معمولی، بلکه یک بازی رنک در سرور برزیل. بهسختی میتونستم چیزی رو که میدیدم باور کنم! واقعاً یه صحنه کاملاً سورئال بود! جین اونجا، در مقر LOUD، کنار مدیر برنامههاش نشسته بود و داشت برای تفریح بازی میکرد.
🗣️ به دوستم گفتم: «جدی میگی؟! کی فکرشو میکرد همچین چیزی اتفاق بیفته؟ چطوری اصلاً ممکنه؟ ببین چه ارتباطی اینجا داریم!»
معلوم شد مربی تیم League of Legends ما با یکی از اعضای BTS هممدرسهای بوده؛ اونها از دوران کودکی با هم دوست بودن.
🗣️ راستش هنوز هم شوکهام: اونا تا برزیل اومدن و تصمیم گرفتن تنها روز تعطیلشون رو با ما بگذرونن.
بعداً یکی از اعضای تیمشون بهمون توضیح داد که برنامه کاریشون واقعاً طاقتفرساست: دو یا سه کنسرت پشت سر هم در استادیومهایی که همه بلیتهاشون فروخته شده.
🗣️ اونا نمیتونن در مکانهای عمومی بیرون برن و زندگی خصوصیای ندارن، چون به محض اینکه ظاهر میشن، جمعیت زیادی دورشون جمع میشه. برای همین سعی میکنن از تکتک لحظات آزادشون استفاده کنن تا مثل آدمهای معمولی زندگی کنن؛ با آرامش، بدون دردسر و دور از هر چیزی که حواسشون رو پرت کنه.
🗣️ مقر LOUD یه اتاق مجهز به کامپیوتر داره. اونجا مستقر شدن و تمام روز رو به بازی League of Legends، استراحت و خوش گذروندن گذروندن.
@bts.news.73
- ۷۷۳
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط