𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
Part 28
یک هفته دیگه گذشت و هیچ تغییری توی وضعیت رینا ایجاد نشد
شوگا دیگه تقریباً تمام وقتش رو توی بیمارستان میگذروند و حتی وقتی اعضا بهش زنگ میزدن جواب نمیداد
یه روز جین با دو تا قهوه وارد سالن انتظار شد و یکی رو به شوگا داد
جین گفت
باید یه کم استراحت کنی
شوگا قهوه رو گرفت اما حتی یه جرعه هم نخورد
گفت
اگه برم و وقتی نیستم اتفاقی براش بیفته چی
جین کنارش نشست
من اینجام شوگا تنهاش نمیذارم
شوگا با صدای آرومی گفت
تو از اول همه چی رو میدونستی نه
جین سرش رو تکون داد
نه همه چی رو نمیدونستم ولی میدونستم یه چیزی رو ازمون پنهون میکنه
شوگا به دست هاش خیره شد
پس چرا بیشتر اصرار نکردی که حقیقت رو بگه
جین با ناراحتی جواب داد
چون میترسید اگه حقیقت رو بفهمی بهت آسیب برسه
شوگا چشم هاش رو بست
حتی وقتی بهش میگفتم ازش متنفرم بازم داشت ازم محافظت میکرد
جین چیزی نگفت
چون هیچ جوابی نمیتونست درد شوگا رو کمتر کنه
همون شب وقتی شوگا وارد اتاق رینا شد یه صندلی کنار تخت کشید و گوشی خودش رو بیرون آورد
چت های قدیمیشون رو باز کرد و شروع کرد به خوندن پیام ها
یکی از پیام های رینا هنوز توی صفحه بود
اگه یه روز ازت دور شدم بدون که دوست داشتنم هیچوقت عوض نمیشه
شوگا لبخند تلخی زد
آروم گفت
من این پیام رو خونده بودم رینا ولی حتی یه بارم فکر نکردم چرا همچین چیزی بهم گفتی
گوشی رو کنار گذاشت و دست رینا رو گرفت
میدونی چند بار توی ذهنم تصور کردم که وقتی بیدار بشی چی بهت میگم
میخواستم بگم ازت متنفر نیستم
میخواستم بگم هنوزم دوستت دارم
میخواستم بگم بیا همه چی رو از اول شروع کنیم
صدای شوگا لرزید
ولی حالا حتی نمیدونم فرصت شنیدن حرفام رو پیدا میکنی یا نه
چند دقیقه بعد جین وارد اتاق شد و دید شوگا سرش رو کنار تخت گذاشته و خوابش برده
آروم پتو رو روی شونه هاش انداخت
بعد به رینا نگاه کرد و زیر لب گفت
تو باید بیدار بشی رینا
نه برای شوگا نه برای هیچکس دیگه
فقط برای خودت
برای اینکه بالاخره یه زندگی آروم داشته باشی
اما دستگاه کنار تخت همچنان با صدای منظم کار میکرد و رینا هیچ واکنشی نشون نمیداد
صبح روز بعد دکتر دوباره وضعیتش رو بررسی کرد و از جین خواست برای صحبت به اتاقش بره
جین با نگرانی وارد شد
دکتر گفت
ما تمام تلاش خودمون رو میکنیم اما شرایط بیمار همچنان حساسه و به دلیل مشکل قلبیش نمیتونیم زمان مشخصی برای بهبودش پیش بینی کنیم
جین به سختی پرسید
یعنی هنوز امیدی هست
دکتر جواب داد
ما تا جایی که بتونیم برای بهبودش تلاش میکنیم
جین از اتاق بیرون اومد و شوگا که منتظرش بود سریع پرسید
چی گفت
جین چند لحظه بهش نگاه کرد و گفت
باید صبور باشیم
شوگا دوباره به سمت اتاق رینا رفت
کنار تخت نشست و آروم گفت
من منتظرت میمونم رینا
حتی اگه طول بکشه
اما چیزی که شوگا نمیدونست این بود که جین از شدت نگرانی هر روز بیشتر میترسید روزی برسه که دیگه هیچ فرصتی برای جبران باقی نمونده باشه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 28
یک هفته دیگه گذشت و هیچ تغییری توی وضعیت رینا ایجاد نشد
شوگا دیگه تقریباً تمام وقتش رو توی بیمارستان میگذروند و حتی وقتی اعضا بهش زنگ میزدن جواب نمیداد
یه روز جین با دو تا قهوه وارد سالن انتظار شد و یکی رو به شوگا داد
جین گفت
باید یه کم استراحت کنی
شوگا قهوه رو گرفت اما حتی یه جرعه هم نخورد
گفت
اگه برم و وقتی نیستم اتفاقی براش بیفته چی
جین کنارش نشست
من اینجام شوگا تنهاش نمیذارم
شوگا با صدای آرومی گفت
تو از اول همه چی رو میدونستی نه
جین سرش رو تکون داد
نه همه چی رو نمیدونستم ولی میدونستم یه چیزی رو ازمون پنهون میکنه
شوگا به دست هاش خیره شد
پس چرا بیشتر اصرار نکردی که حقیقت رو بگه
جین با ناراحتی جواب داد
چون میترسید اگه حقیقت رو بفهمی بهت آسیب برسه
شوگا چشم هاش رو بست
حتی وقتی بهش میگفتم ازش متنفرم بازم داشت ازم محافظت میکرد
جین چیزی نگفت
چون هیچ جوابی نمیتونست درد شوگا رو کمتر کنه
همون شب وقتی شوگا وارد اتاق رینا شد یه صندلی کنار تخت کشید و گوشی خودش رو بیرون آورد
چت های قدیمیشون رو باز کرد و شروع کرد به خوندن پیام ها
یکی از پیام های رینا هنوز توی صفحه بود
اگه یه روز ازت دور شدم بدون که دوست داشتنم هیچوقت عوض نمیشه
شوگا لبخند تلخی زد
آروم گفت
من این پیام رو خونده بودم رینا ولی حتی یه بارم فکر نکردم چرا همچین چیزی بهم گفتی
گوشی رو کنار گذاشت و دست رینا رو گرفت
میدونی چند بار توی ذهنم تصور کردم که وقتی بیدار بشی چی بهت میگم
میخواستم بگم ازت متنفر نیستم
میخواستم بگم هنوزم دوستت دارم
میخواستم بگم بیا همه چی رو از اول شروع کنیم
صدای شوگا لرزید
ولی حالا حتی نمیدونم فرصت شنیدن حرفام رو پیدا میکنی یا نه
چند دقیقه بعد جین وارد اتاق شد و دید شوگا سرش رو کنار تخت گذاشته و خوابش برده
آروم پتو رو روی شونه هاش انداخت
بعد به رینا نگاه کرد و زیر لب گفت
تو باید بیدار بشی رینا
نه برای شوگا نه برای هیچکس دیگه
فقط برای خودت
برای اینکه بالاخره یه زندگی آروم داشته باشی
اما دستگاه کنار تخت همچنان با صدای منظم کار میکرد و رینا هیچ واکنشی نشون نمیداد
صبح روز بعد دکتر دوباره وضعیتش رو بررسی کرد و از جین خواست برای صحبت به اتاقش بره
جین با نگرانی وارد شد
دکتر گفت
ما تمام تلاش خودمون رو میکنیم اما شرایط بیمار همچنان حساسه و به دلیل مشکل قلبیش نمیتونیم زمان مشخصی برای بهبودش پیش بینی کنیم
جین به سختی پرسید
یعنی هنوز امیدی هست
دکتر جواب داد
ما تا جایی که بتونیم برای بهبودش تلاش میکنیم
جین از اتاق بیرون اومد و شوگا که منتظرش بود سریع پرسید
چی گفت
جین چند لحظه بهش نگاه کرد و گفت
باید صبور باشیم
شوگا دوباره به سمت اتاق رینا رفت
کنار تخت نشست و آروم گفت
من منتظرت میمونم رینا
حتی اگه طول بکشه
اما چیزی که شوگا نمیدونست این بود که جین از شدت نگرانی هر روز بیشتر میترسید روزی برسه که دیگه هیچ فرصتی برای جبران باقی نمونده باشه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۱.۱k
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط