روایت استریمر معروف برزیلی کورینگا از دیدارش

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ روایت استریمر معروف برزیلی، کورینگا، از دیدارش

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ روایت استریمر معروف برزیلی، کورینگا، از دیدارش با جین و جیمین! 🐹🐥🇧🇷

کورینگا، استریمر معروف برزیلی که با سازمان ورزش‌های الکترونیکی LOUD همکاری داره، در طول پخش زنده‌ش از ملاقات با جین و جیمین صحبت کرد. 😭🧡

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ بخش اول روایتش:

کورینگا تعریف کرد:

«از دوستم پرسیدم: “خب، ساعت چند باید راه بیفتیم؟” گفت: “زود باش، یه دوش بگیر و آماده شو، وقت رفتنه!” منم سریع دوش گرفتم، آماده شدم، رفتم دنبال دوستم و حدود ساعت ۱۴:۰۸ به محل رسیدیم.

ماشین رو پارک کردم و از دوستم پرسیدم: “وقتی اونا رسیدن، باید چطور رفتار کنیم؟ کار خاصی لازمه انجام بدیم؟”

گفت: “راحت باش، پسرا فقط یه روز تعطیلی معمولی دارن. ما شخصاً نمی‌شناسیمشون، پس ببینیم اوضاع چطور پیش می‌ره.” همه‌چیز آروم بود و منم اصلاً استرس نداشتم.

به ورودی محل تمرین رسیدیم. نزدیک دروازه که شدم، یه ماشین فوق‌العاده خفن پارک شده بود! ساعت ۱۴:۰۸ بود. توی راهرو جلوتر رفتیم و یهو از نزدیک با یه نفر روبه‌رو شدم… پسری به اسم جین!

همون جینی که ۵۶.۹ میلیو~ن دنبال‌کننده داره! خودِ خودش بود! 😭

آروم توی راهرو، کنار مدیر برنامه‌ش ایستاده بود. همون لحظه فهمیدم قطعاً خودشه. رفتم جلو و سلام کردم: “سلام، حالت چطوره؟”

اونم جواب داد: “سلام، از آشنایی باهات خوشحالم، اسم من جینه.”

توی ذهنم فقط یه چیز می‌گذشت: “وای خدای من! این آدم دقیقاً ساعت دو بعدازظهر رسیده؛ اونم توی روز تعطیلیش در برزیل!” 😭🧡

منم گفتم: “از آشنایی باهات خوشحالم، از آشنایی باهات خوشحالم!” وارد شدم و از شدت هیجان واقعاً نمی‌دونستم چی بگم!»

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ غذا سفارش دادن و منتظر موندن برای جیمین!

کورینگا ادامه داد:

«همه‌چیز عالی بود. بعدش باربیکیو و کلی غذا سفارش دادیم تا مهمون‌هامون احساس کنن خونه‌ی خودشون هستن و با خیال راحت غذا بخورن.

حدود ساعت سه و خرده‌ای، جین گفت که قراره جیمین هم به ما ملحق بشه.

کنارش ایستاده بودیم و منتظر بودیم که یهو پرسید: “می‌شه تا اون موقع بریم بالا و بازی کنیم؟”

ما هم گفتیم: “البته! اینجا کاملاً در اختیار شماست!”

من کامپیوترها رو آماده کردم و تمام تنظیمات رو روی زبان کره‌ای گذاشتم تا پسرا تا جای ممکن راحت باشن.»

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ جین رفت سراغ بازی League of Legends! 🎮🐹

«جین تصمیم گرفت تا وقتی عضو دوم می‌رسه، وقتش رو تلف نکنه. گفت: “حالا که فعلاً کاری ندارم، می‌رم بازی کنم!”

رفت طبقه‌ی بالا و نشست به بازی کردن League of Legends! حتی یه مسابقه‌ی رنکد هم روی سرور برزیل شروع کرد.

من فقط ایستاده بودم و باورم نمی‌شد! صحنه واقعاً سورئال بود؛ خودِ جین با مدیر برنامه‌ش توی پایگاه LOUD نشسته بود و خیلی ریلکس بازی می‌کرد! 😭😂

رفتم پیش دوستم و گفتم: “داداش، جدی می‌گم، کی فکرش رو می‌کرد همچین چیزی اتفاق بیفته؟ چطور کار به اینجا رسید؟ ببین چه ارتباط عجیبی بینمون وجود داره!”

بعد معلوم شد مربی تیم League of Legends ما با یکی از اعضای BTS توی یه مدرسه درس خونده و از دوران کودکی باهاش دوسته!»

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ چرا پسرا روز تعطیلشون رو در پایگاه LOUD گذروندن؟ 🥹🧡

کورینگا گفت:

«راستش هنوزم شوکه‌ام. پسرا به برزیل اومدن و تصمیم گرفتن تنها روز تعطیلیشون رو دقیقاً پیش ما بگذرونن!

بعداً یکی از کارکنان تیمشون همه‌چیز رو توضیح داد. برنامه‌ی کاری‌شون واقعاً دیوونه‌کننده‌ست؛ دو یا سه کنسرت استادیومی پشت سر هم، اون هم با ظرفیت تکمیل‌شده!

نمی‌تونن در مکان‌های عمومی ظاهر بشن، تقریباً هیچ زندگی شخصی‌ای ندارن و به‌محض اینکه بیرون می‌رن، جمعیت زیادی دورشون جمع می‌شه.

برای همین، هر وقت فرصت آزادی پیدا می‌کنن، سعی می‌کنن مثل آدم‌های معمولی وقت بگذرونن؛ در آرامش، سکوت و جایی که کسی مدام مزاحمشون نشه.

توی پایگاه LOUD یه اتاق کامپیوتر وجود داره. اونجا مستقر شدن و تمام روز رو با خیال راحت به بازی League of Legends گذروندن.»

⬇️
دیدگاه ها (۰)

بچها من یه بازی نصب کردم میگن جونگ کوک و جین این بازی رو میک...

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 🎧🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «فقط عاشقش نشو...» 𓂃...

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

dark life = ۳۷

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

رمان عشق اول....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط