My vampire partner part  ۵۲

My vampire partner part : ۵۲

آنیکا نتوانسته بود او را شکست دهد و در پیچ و خم های خیابانهای شهر او را گم کند و حالا اینجا در خانیشان بود.
× این دیگه چیه آنیکا
در حالی که رجین خنجری را از غلاف روی بازویش در میاورد پرسید
٪ یه اهریمن تبدیل شده تبديل شده
× امکان نداره
لوسیا گفت
^ گمومم باید به اسطوره ی واقعی باشه باید باشه
آنیکا بسختی تلاش کرده بود با آن مرد بجنگد
او بطور عادی خون آشامان زیادی را کشته بود
٪ هیچوقت...کسیو به این قدرتمندی ندیده بودم
تنها دلیلی که برگشته بود این بود که ببیند ، قدیمی ترین والکری اینجا هست یا خیر
قدیمیترین والکری که بتواند او را پیروز کند
رجین و لوسیا از جوانترین والکری ها بودد
× این یکی از نوکرهای آیووعه {آیوو دومین فرمانده ی هورد که قبلا میست یکی از خاله های اِما رو در قلعه ی اوبلاک زندانی کرده بود و اون قلعه توسط شورشی ها فتح شد و حالا آیوو دنبال هلویتا، یکی از پنج سنگر هورده}؟
٪ آره ، دیدم که آیوو بهش دستور میداد، اونا دنبال یکی میگشتن....
در حالی که لوسیا کمانش که مانند یک چیز لازم برای او بود برداشت دوخون آشام دیگر پشت سرش ظاهر شدند.
٪ فقط برين
آنیکا هیسی کرد
٪ هردوتون....
آیوو بلافاصله بعد از آنها ظاهر شد
چشمان قرمزش برافروخته و سرش کاملا تراشیده شده بود
تمام رگها و استخوانهای جمجمه اش درست مثل صورتش واضح بود
٪ سلام، آیوو
◇ والكرى
خون آشام آه کشید در حالی که به نیمکتشان لگد زد و بی ادبانه پوتینش را روی میز گذاشت
٪ تو هنوز هم همه ی نخوت به شاهو داری هرچند که شاه نیستی
آنیکا به سختی به او نگاه کرد
٪ امکامش نبود هرگز ، باشم
رجین سرش را بسمت آیوو کج کرد
× فقط یه سگ رقاص کوچولو ، مثل دمیستریو ی عوضیه کوچولو {دمیستریو پادشاه قدرتمند خون آشام ها در قلعه هلویتا، یکی از پنجر مقر خون آشامان هورد دومین قلعه اوبلاکه که کریستف که خون پادشاهی داره از چنگ آیوو در آورده و تصرفش کرده}
وقتی لوسیا سعی کرد پوزخند بزند آنیکا از پشت سر رجین او را عقب کشید
× چی؟ مگه چی گفتم؟

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حتما حمایت کنید حتما روح نباشید عزیزان
دیدگاه ها (۲۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p81نینا با اخم گفت:«چیه؟»جیمین خیلی عادی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seventeenویوی تهیونگ :+خب حالا ل...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

.....پارت پنجم.....

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و..p38ویو ساعت ۲ بعدازظهربع...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

شاهکاری به نام دروغ

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط