ناگهان به خودم امدم دیدم تنم پر از زخم ودردوهمچنان ای

ناگهان به خودم امدم دیدم تنم پر از زخم ودرد....وهمچنان ای

ناگهان به خودم امدم دیدم تنم پر از زخم ودرد....وهمچنان ایستاده است وادامه میدهد🥲
دیدگاه ها (۵)

‏ شعر فاخر یک سطلی پهن مغز کنار شاهین نجفیاز همه سمت نیزه می...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

ادیت از هیماری

رمان عشق ممنوع

سلاااام به نارگلای خودم امیدوارم که چطورتون عالییی باشه زی ز...

تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت می‌سوختهیئ...

آوای شب پارت ۲۹ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آمد...

‌چشم می دوزم به دوردستهافاصله نگاهم را کوتاهتر می کنممی اندی...

the final act of love /چند پارتی

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط