شکار صید

شکار صید

گم کرده راهی مسیرش سوی من بود
ناخواسته در تیررس یک راهزن زن بود

در تیررسم با ناز و ادا کرد گره ابرو
آهسته و آرام به زمین کمان من بود

بی دغدغه بی جنگ و نبردی دلم آرام
در دام دوتا چشم، دو شمشیر زن بود

خواستم از دامش بگریزم دلم اما
کهنه سواری از نفس افتاده تن بود

لرزید دلم مثل همان روزی که چشمم
درزندان بیگانه به یک هموطن بود

درگیر خیالات خودم بودم و او گفت:
فکر کنم چایی تان افتاده از دهن بود...

#محمدخوش بین
دیدگاه ها (۱)

🍁شکار صید🍁

سکوت عشق

گم کرد شبی، راه و مسیرش به من افتادناخواسته در تیر رسِ راهزن...

فریدون گیلانی شاعر قائمشهری

#فنجانی_چای_با_خداقسمت دوازدهممبهوت به نیم رخش خیره ماندم، ح...

🚨 #خبرفوری🕊 پس از ۲سال چشم انتظاری پیکر شهید مدافع حرم #س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط