{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

dark love

پارت ۳
صبح شد
ات اولین کاری که بعد از بیدار شدنش انجام داد گوشیش رو چک کرد دید که کوک بهش پیام داد و شب دعوتش کرده خونش
ویو ات
واااای باورم نمیشه کوک منو دعوت کرده باید خیلی شیک به نظر برسم
ات صبحونه اش رو خورد حاضر شد و رفت دانشگاه.
برای ات روز کسل کننده ای بود و اینکه ات تو دانشگاه طراحی لباس میخونه
برگشت خونه و دوش گرفت و استراحت کرد
ساعت 4
ات داشت اماده میشد که بره خونه جونگکوک
جونگکوک هم به اجوما گفته بود غذا درست کنه و بره
ویو جونگکوک
خب همچی حاضره امیدوارم پیشنهادمو قبول کنه
جونگکوک حاضر شد و عطر مردونه همیشگیش رو هم زد
ات تقریبا نزدیک بود پس زنگ زد به جونگکوک تا ادرس دقیق رو بگیره
جونگکوک: سلام
ات: سلام جونگکوک میتونی بیای جلوی در تا خونت رو پیدا کنم
جونگکوک: اره حتما
ات: سلاااااام
دست دادن و جونگکوک ات رو تا داخل همراهی کرد
لباس ات و جونگکوک رو میزارم تو استوری ها
دیدگاه ها (۰)

مربی موتور سوار

الماس زیبای من ...

چند پارتی درخواستی

عشق مافیا:)))!پارت سیزده : جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط