{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الماس زیبای من

الماس زیبای من part¹
ویو ات:
• صبح از خواب بیدار شدم ، دیدم کوکی نیست تعجب نکردم چون اون هرروز زودتر بیدار می‌شد تا خودش صبحانه آماده کنه و منو ببره دانشگاه ، رفتم سرویس و کارهای لازمو انجام دادم وقتی داشتم از پله می‌رفتم پایین کوک رو درحال صبحونه درست کردن دیدم رفتم پیشش.
- سلام پرنسسم خوب خوابیدی؟
• آره کوکی جونم
- پرنسمم برو بشین تا برات شیر کاکائو بیارم همراه پنکیک بخوری
• مرسی کوکی خوشگلم ، ولی داری منو لوس می‌کنی ها(خنده کیوت)
- نفسم من تو رو هرجور باشی بازم عاشقتم(اومد جلو و گونه ات رو بوسید)
بعد از خودن صبحانه ات به سمت اتاق رفت تا آمده بشه.
ویو ات:
لباس دانشگاهمو پوشیدم یه ضد آفتاب با یه بالم لب زدم دیگه حاضر بودم
ویو کوک:
خودم کیف دخترکمو آماده کردم و براش کلی خوراکی هم گذاشتم ، ات داشت از پله میومد پایین محو زیبایش شده بودم
ویو ات:
هرچقدر کوکی رو صدا میکردم جواب نمی‌داد آخرش با صدای بلند صداش کردم
• کوکییییییی
- بله ...خوشگلم بریم
کوک‌ برای دخترکش در ماشینو باز کرد و ات سوار شد کوک هم سوار شد و به سمت دانشگاه حرکت کرد
و....
خمارییی
خوشگلام با حمایت هاتون به انرژی بدید نظرتون رو توی کامنت بهم بگید پرنسس هام💝💕🌷
(اگه دوست نداشتید نخونید)
دیدگاه ها (۲۰)

dark love

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

#برادر ناتنی من

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

?𝓪𝓻𝓽۴۳ات ویو دیدم سومین داره میره سمت کوک زود تر ازش دویدم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط