{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر سلطنت که خواهی می‌کن که دلپذیری

هر سلطنت که خواهی می‌کن که دلپذیری
در دست خوبرویان دولت بود اسیری
جان باختن به کویت در آرزوی رویت
دانسته‌ام ولیکن خونخوار ناگزیری
ملک آن توست و فرمان مملوک را چه درمان
گر بی‌گنه بسوزی ور بی خطا بگیری
گر من سخن نگویم در وصف روی و مویت
آیینه‌ات بگوید پنهان که بی‌نظیری
آن کاو ندیده باشد گل در میان بستان
شاید که خیره ماند در ارغوان و خیری
گفتم مگر ز رفتن غایب شوی ز چشمم
آن نیستی که رفتی آنی که در ضمیری
ای باد صبح بستان پیغام وصل جانان
می‌رو که خوش نسیمی می‌دم که خوش عبیری
او را نمی‌توان دید از منتهای خوبی
ما خود نمی‌نماییم از غایت حقیری

#نورالسمااا
دیدگاه ها (۰)

‌ای باد صبح بستان پیغام وصل جانانمی‌رو که خوش نسیمی می‌دم که...

ای باد صبح بستان پیغام وصل جانانمی‌رو که خوش نسیمی می‌دم که ...

گر من سخن نگویم در وصف روی و مویتآیینه ات بگوید پنهان که بی ...

#سعدیهر سلطنت که خواهی می‌کن که دلپذیریدر دست خوبرویان دولت ...

nullفلک با بخت من دایم به کینستکه با من بخت و دوران هم به کی...

معصومعلی مسکینی

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان داردبهار عارضش خطی به خون...

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ماکای گل گریز اندر شکر چون...

چون ز پشت زولجناح آمد فرود بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط