گر من سخن نگویم در وصف روی و مویت

گر من سخن نگویم در وصف روی و مویت
آیینه ات بگوید پنهان که بی نظیری

گفتم مگر ز رفتن غایب شوی ز چشمم
آن نیستی که رفتی، آنی که در ضمیری...

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم در کو...

Iove and the MoonPart 44ویو یوناچند ثانیه فقط به در خیره شده...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

پارت ۳۹تهیونگ برای اولین بار کمی نرم‌تر جواب داد:ته: گفتم خ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۹ بعد از رفتن دانش‌آموز جدید، چهار آل...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

بسم الله الرحمن الرحیم برخی روز و شب، غصه می خورند و خود را ...

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط