{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنم!

من زنم!
با دست هایی که دیگر
دلخوش به النگوهایی نیست
که زرق و برق شخصیتم باشد
من زنم!
و به همان اندازه از هوا سهم
میبرم که ریه های تو سهم میبرد
می دانی درد آور است که
من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی♔⃮
دیدگاه ها (۰)

نام رمان: رهایم کن ژانر: جنایی، عاشقانه تعداد پارت ها: 28 پا...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

برای خـدا غیر ممکنی وجود نداره بسپار به خودش🫀🦋‌#داستان جوانی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط