{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنم!

من زنم!
با دست هایی که دیگر
دلخوش به النگوهایی نیست
که زرق و برق شخصیتم باشد
من زنم!
و به همان اندازه از هوا سهم
میبرم که ریه های تو سهم میبرد
می دانی درد آور است که
من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی♔⃮
دیدگاه ها (۰)

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط