حرمت عشق به دل دادن ودل بستن نیست

حرمت عشق به دل دادن ودل بستن نیست

حرمت عشق به دل دادن ودل بستن نیست
به نگاهی مهربان است که مستورت کند

عاشقی این نیست در حسرت یار پر بزنی
شاید اندوهی گران است که مجبورت کند

بزم دل شاه  وگدا نیست  سردی زمانه است
روزگاری شاید  دوران، خاک این گورت کند

تلخی عمر من وتو با غم دوران گذشت
گر بخندی خنده شاید از غصه دورت کند

در هراسم دل تنگم همدم غم ها شود
قسمت این است روزگار با رسم رنجورت کند

دردل شب شعر از این همه غم ریخت به هم
دلا !شاید غم و داغش لانه ی زنبورت کند..
دیدگاه ها (۱۵)

ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلداردیوانه شوی نیست ترا مونس ...

ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلداردیوانه شوی نیست ترا مونس ...

مرگ خود را اگر این گونه تمنا داردسالیانی ست که در دل غم زهرا...

دیگر ساعت هم انگار عجله برای گذر زمان ندارد دل آنهم می لرزد ...

🌿✨ متن جامع و تزیین‌شده برای اشتراک عمومی ✨🌿بسم‌الله الرحمن ...

مارالم

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

بزرگتر شدم؛ اینو از غم‌هایی که دیگه گریه نمیشن فهمیدم.... 😊#...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما سه شنبه 9 مرداد 97فا...

*بسم الله الرحمن الرحيم* *سوال: چگونه زندگی کنیم ؟ بهترین زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط