-چرا می‌نویسم ؟

-چرا می‌نویسم ؟
شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند در این جهان پر از هیاهو. در کالبد هر حرف ، روحی از جنس دلتنگی دمیده می‌شود که در عمق وجودم خانه کرده است . می‌نویسم ، زیرا گاهی بغضی چنان راه گلویم را می‌بندد که جز با ریختن آن بر سفیدی کاغذ ، گشایشی نیست . کلمه‌ها برایم چون اشک‌هایی هستند که بی‌صدا می‌ریزند و در هر قطره‌شان ، داستانی از رنج و اندوه پنهان است . من می‌نویسم تا زخم‌های کهنه‌ام را مرهمی باشم ، مرهمی از جنس جوهر . می‌نویسم تا شاید در لابه‌لای سطرها ، گوشه‌ای از خود را بیابم ، خودی که در غبار زمان گم شده است . این قلم ، تنها همدم لحظه‌های تنهایی‌ام است ؛ شاهد رازهای مگوی دلم و شنونده‌ی نجواهای غم‌انگیز روحم . شاید می‌نویسم تا به این جهان بی‌رحم بگویم که هنوز هم زیبایی‌هایی هست ، حتی در اوج غم . می‌نویسم تا به یادگار بگذارم که در هر دل شکسته‌ای ، گنجینه‌ای از احساسات نهفته است که لایق شنیده شدن است و شاید ، تنها شاید ، در میان همین خطوط غمگین ، کسی پیدا شود که حرف‌های ناگفته‌ی دلش را در حرف‌های من بجوید و بداند که در این دریای بی‌پایان اندوه، تنها نیست . می‌نویسم تا نفس بکشم ، تا زنده بمانم ، تا گم نشوم در ظلمت بی‌انتهای سکوت . می‌نویسم ، زیرا نوشتن ، تنها راهی است که قلبم می‌تواند با جهان ارتباط برقرار کند ، حتی اگر این ارتباط از جنس غم باشد . .
دیدگاه ها (۰)

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

پسرت از کودکی‌اش چه چیزی را به یاد خواهد آورد؟ 💚شاید نه اسبا...

دو مصرع حامد عسکری برای تمام آدم‌های دلتنگ!گاهی برای توضیح #...

🚩 یک مخالف تا کجا اجازه داره مخالف بمونه؟🗣 آزادی بیان فقط ای...

🤍 خودت را کنترل کن! 🟧 وقتی عصبانی میشی مغزت چه بلایی سرت می...

❌️توی این ۱۶ ثانیه هزاران ساعت حرف هست! ▪️اینجا وسط اعتراضات...

از میان کلمات ناراحت‌کننده‌ای که بر زبانو قلم می‌آید، ناراحت...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

— حسین پناهی | دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟شاید دیوانگی، آن‌طور که ...

🚨به جای مذاکره‌بازی بمب اتم بسازید‼️🔸یوسف عزیزی: هشدار اندیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط