سلامت را نم خواهند پاسخ گفت

🌱🍒سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

🌱🍒سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است

كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است

وگر دست محبت سوي كس يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است

نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟

مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي

منم من، ميهمان هر شبت، لولي وش مغموم
منم من، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در، بگشاي ، دلتنگم

حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد

تگرگي نيست، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم

چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است

و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است🌱🍒

#اخوان_ثالث
#believeme
دیدگاه ها (۱)

مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركينهوا بس ناجوانمرد...

شعر زمستان اخوان ثالث .. سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیار...

‌سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای...منم من، میهمان هر شبت، لول...

زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر ب...

شعر زمستان(م.امید).... سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت... سرها ...

زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر ب...

زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر ب...

__سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است،کسی سر بر ...

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط