خاطرات شهید

خاطرات شهید

خاطرات شهید

سر قبر شهید تورجی زاده که رفتیم دقایقی با شهید آهسته درد و دل کرد بعد گفت: آمین بگو

من هم دستم را روی قبر شهید تورجی ‌زاده گذاشتم و گفتم هر چه گفته را جدی نگیرید...
اما دوباره تاکید کرد تو که می‌دانی من چه می‌خواهم پس دعا کن تا به خواسته‌ام برسم...

شهادتش را از شهید تورجی زاده خواست...

راوی : همسر شهید
پاسدار مدافع حـرم
شهیدمسلم_خیزاب

🔻عشق‌ یعنی‌ یه‌ پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
دیدگاه ها (۰)

سر قبر شهید تورجی‌زاده که رفتیم، دقایقی با این شهید آهسته در...

گفتم: محمد! چرا توی این عکس اینقدر خوشحالی! تعریف کرد توی ا...

گفتم: محمد! چرا توی این عکس اینقدر خوشحالی! تعریف کرد توی ا...

گفتم: محمد! چرا توی این عکس اینقدر خوشحالی! تعریف کرد توی ا...

علی تورجی (برادر شهیدمحمد تورجی زاده) :از مشهد که برگشت حال ...

معرفی کتاب

⚘صحبت های همسر شهید امنیت 🇮🇷

#روایت | بچه‌های مَردم ⭕️شهیدی که در شهادتش بچه ها بیشتر از ...

شهیدی که ملائک آمین‌ شهادتش را گفتندسردار سرلشکر شهید محمدحس...

شهادت رضا چیزی نبود که قابل کتمان باشد. از همان قبل تولدش از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط