پنجره

☕️☀️ پنجره!

☕️☀️ پنجره!
بگشاے از هم
چون ڪتاب قصه ے خورشید
تا امید باز جوید
در صدف هاے دهان رنج
صبح مرواریدے تابش را
به ژرفاژرف این دریاے دورافتاده نومید...☀️☕️

#احمد_شاملو🧡🍁
#صبح_بخیر
دیدگاه ها (۰)

☀️صبح شدچشم بگشای که خورشید شِکُفت☀️🍁باز کن پنجره را با دمِ ...

برخیز، غزل گوش کنیم این دم صبح🌱یک چای و عسل نوش کنیم این دم ...

#صبح ....🌤#فقط آغاز یک #روز تازه نیستیادآوریِ #این است که#نو...

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تارمی‌درخشد خنده‌ای، مان...

سلام✨ حضرت گره گشا،مهدی جان.زندگی هایمان فقط دست و پا زدن در...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

در اواسط دهه ۱۸۵۰، اتاق‌های عمل به سمت جنوب شرقی ساخته می‌شد...

پدرم نیست ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط