{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت: 11 (بخش2)

پارت: 11 (بخش2)

**زاویه دید: زین**

نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخارگرفته و دم‌کرده، وقتی صدای بسته شدن آخرین در اومد و فقط من و میسون موندیم، سکوتِ سنگین بینمون بالاخره شکست.

میسون در کمدش رو با یه ضربه بست و حوله‌اش رو انداخت دور گردنش. تکیه داد به ردیف کمدها و زل زد به من. «خب. بنال ببینم چه مرگته.»

کفشم رو با حرصِ تمام شوت کردم تهِ کمد فلزیم. «هیچ‌مرگم نیست. تایلر داشت زیادی زر می‌زد، نشوندمش سر جاش.»

میسون خندید؛ یه خنده‌ی کوتاه، خشک و کاملاً بی‌باور. «بی‌خیال، زین. منو سیاه نکن. من تو رو از وقتی هشت سالمون بود می‌شناسم. تو معمولاً به مزخرفاتِ تایلر فقط یه پوزخند می‌زنی یا با یه تیکه‌ی سنگین ضایعش می‌کنی. اما امروز؟ رفتی تو حالتِ "ریچارد استون" کامل. شبیه بابات شده بودی. یه لحظه فکر کردم واقعاً می‌خوای گردنشو همونجا بشکنی.» او یه قدم اومد جلوتر و صداش رو پایین آورد. «قضیه چیه؟ درگیری سرِ اون دختره‌ست؟ هیزل؟»

زیپِ ساکم رو چنان محکم کشیدم که نزدیک بود دربره. «بحث سر یه تنبیهِ مسخره‌ست، میس! روزی دو ساعت باید ریختِ نحسِ اون دختر رو تحمل کنم. همین و بس.»

«آره، حتماً. ولی تو از وقتی این تنبیه شروع شده، شبیهِ یه بمبِ ساعتی شدی که تایمرش گیر کرده و هر لحظه ممکنه منفجر بشه.» میسون دست به سینه شد و با اون نگاهِ تحلیل‌گرش سرتاپام رو برانداز کرد. «ببین داداش... من می‌دونم که اون دختر رو مخه. می‌دونم که سرتق و لجبازه و زبونش نیش داره. ولی تو داری یه جوری رفتار می‌کنی انگار اون... نمی‌دونم... انگار واست مهم شده.»

«برام مهم نیست!» صدام اون‌قدر بلند شد که تو فضای خالی رختکن اکو شد. مشتم رو کوبیدم به درِ فلزی کمد. «اون یه دخترِ عوضیه که فکر می‌کنه چون تو فقر بزرگ شده، از کل این دنیای لعنتی طلبکاره. من هیچ اهمیتی بهش نمی‌دم. صفر! می‌فهمی؟ من فقط از اینکه مجبورم هر روز قیافه‌ی حق‌به‌جانب و نگاه‌های پر از قضاوتش رو تحمل کنم کلافه‌ام. دلم می‌خواد خفه‌اش کنم!»

میسون چند ثانیه تو سکوت نگاهم کرد. نگاهش طوری بود که انگار داشت یه پازل پیچیده رو تو ذهنش حل می‌کرد. در نهایت، یه نفس عمیق کشید و شونه‌ای بالا انداخت. «باشه رفیق. اگه تو می‌گی مهم نیست، پس حتماً نیست. فقط... حواست باشه. داری یه جوری بازی می‌کنی که آخرش تو زمینِ خودت گل به خودی بزنی.»
دیدگاه ها (۶)

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط