{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردند

هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردند
هر که در خواب نشد خانه خرابش کردند

پشت دیوار خری داغ نمودند و بما
وصفی از طعم دل انگیز کبابش کردند

گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند

بازی اهل سیاست که فریب ست و ریا
خدمت خلق ستمدیده خطابش کردند

اول کار بسی وعده ی شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقش بر آبش کردند

آنچه گفتند نشود سرکه نیکو و حلال
در نهانخانه تزویر شرابش کردند

ز که نالیم که غفلت و نادانی ما
آنچه سرمایه ایجاد سرابش کردند

لب فرو بسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گر چه خرسندی و تسلیم حسابش کردند.
دیدگاه ها (۱)

‍ شعری از فرخی_یزدی شاعر لب دوخته (1318-1268 خورشیدی)هرکه ش...

هرکه شد خام، به‌صد شعبده خوابش کردندهر‌که در‌خواب نشد، خانه ...

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

روزه می گیرم،ولی یادت خرابش می کندسرکه میریزم،ولی عشقت شرابش...

روزه می گیرم،ولی یادت خرابش می کندسرکه میریزم،ولی عشقت شرابش...

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط