هرکه شد خام، به‌صد شعبده خوابش کردند

هرکه شد خام، به‌صد شعبده خوابش کردند
هر‌که در‌خواب نشد، خانه خرابش کردند...

بازی اهل سیاست که فریب‌ست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...

اول کار بسی وعده‌ی‌ِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ بر‌آبش کردند...

آنچه گفتند شود سرکه‌یِ نیکو و حلال
در نهانخانه‌یِ تزویر، شرابش کردند...

پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دل‌انگیز کبابش کردند...

سال‌ها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...

گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...

زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایه‌یِ ایجاد سرابش کردند...

لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...

فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود...
او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
دیدگاه ها (۳)

‍ شعری از فرخی_یزدی شاعر لب دوخته (1318-1268 خورشیدی)هرکه ش...

هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردندهر که در خواب نشد خانه خ...

میرزا محمد فرخی یزدیشب چو در بستم و مست از مي ‌نابش كردمماه ...

۲۵ مهرماه

متن آهنگ افسانه شیرین از هایدهشب چو در بستم و مست از مي ‌ناب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط