{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

LESSON

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

فصل دوم | پارت ۱۹ | جعبه
سوا آرام گفت:
ـ «اون جعبه...»
جونگ‌کوک به او نگاه کرد.
ـ «کدوم جعبه؟»
ـ «همون روزی که دانیل گفت... یه جعبه‌ی کوچیک روی میز بود.»
دانیل سرش را تکان داد.
ـ «بالاخره یادت اومد.»
لنا پرسید:
ـ «داخلش چی بود؟»
دانیل جواب نداد.
فقط گفت:
ـ «باید خودتون پیداش کنید.»
جونگ‌کوک با تعجب گفت:
ـ «کجا؟»
دانیل به دفترچه اشاره کرد.
ـ «جواب توی همون دفترچه بوده.»
لنا دوباره صفحات را ورق زد.
بین دو صفحه، یک کاغذ کوچک پیدا شد.
روی آن یک نقاشی ساده از همان خانه کشیده شده بود.
یک علامت قرمز روی زیرزمین دیده می‌شد.
سوا گفت:
ـ «زیرزمین...»
جونگ‌کوک به دانیل نگاه کرد.
ـ «تو می‌دونستی اونجا چیه.»
دانیل آرام جواب داد:
ـ «آره.»
ـ «پس چرا خودت پیداش نکردی؟»
دانیل مکث کرد.
ـ «چون کلیدش رو نداشتم.»
سوا ناگهان به جیبش نگاه کرد.
همان کلیدی که داخل جعبه‌ی مشکی پیدا کرده بودند...
هنوز دست او بود.
کلید را بیرون آورد.
دانیل با دیدنش گفت:
ـ «همینه.»
جونگ‌کوک آرام گفت:
ـ «پس باید برگردیم.»
اما دانیل سرش را تکان داد.
ـ «نه امشب.»
ـ «چرا؟»
دانیل به ساعت ایستگاه نگاه کرد.
ـ «چون کسی که دنبال ماست، منتظره شما دقیقاً همین کار رو بکنید.»
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

LESSON

LESSON

LESSON

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط