{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر مهربانم!

مادر مهربانم!

بیست سال گذشت و دلم در حسرت دوباره دیدنت , در حسرت بوسه

بر دستان پاکت, در حسرت خیره شدن به چشمان معصومت, در حسرت

لبخندهای بی ادعایت,در حسرت صدا کردن نامت همچون شمع سوخت ...

بیست سال گذشت بی آنکه ذره ای گذشت زمان داغ رفتنت را سرد کرده باشه.

میخواهم  بگویم تو برای من همیشه زنده و جاویدی ...

آری،

جسمت درکنارم نیست اما

یاد و خاطراتت برای همیشه, همیشه, همیشه در قلبم جاریست

هميشه به یادت زندگی میکنم مادر
دیدگاه ها (۲۵)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

🏴گریه با نام مادر▪️ بیست‌وهشت سال گذشت… و علی هنوز عزادار بو...

قلبم میسوزد . . .سوزشی ازروی زخم ها وترک هایی ک روزگاربرجای ...

سالگرد فوت مادر

بخونش ضرر نعرههمین روزها تمامش میکنم !دوست داشتنت را میگویم ...

سال های ابتدایی باور نداشتم رفتنت راو هر روز و شبم را با خیا...

ادامه پست قبل........دیگه ازکوه رفتن بخصوص از ارتفاع وبام ته...

هیچ عیدی بدون حضور پدر عید نیست ""الهی سهم هیشکی نشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط