{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃🦋

🍃🦋
نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!
دو پلکم زخمی از شلاق باران شد، چه بارانی!

نبودی بغض کردم... حرف ها را... خودخوری کردم
دلم ارگ است و ارگ از خشت... ویران شد، چه ویرانی!
#آه_از_نبودنت
#به_وقت_دلتنگی
#به_یاد_حاج_قاسم
#یا_حسین_مظلوم
#محمدم😔🥀🖤🏴
دیدگاه ها (۱)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

ترکم نکن

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط