لایو ویورس جونگکوک

لایو ویورس جونگکوک!

لایو ویورس جونگکوک!

🐰: باید ورزش کنم. ورزش میکنم.
🐥: "باید ساعت دو بری سو برو بخواب"
🐰: باید برم ولی نمی‌خوام بخوابم.
🐰 : جیمین، دوست داری بیای اینجا و باهم لایو انجام بدیم؟ میتونم برم حموم و بعد برم اونجا؟ نظرتون چیه؟ اگه بگی واقعا میرم.
🐥 : نه، هیونگ ازت میترسه، بنظر میرسه میخوای منو بزنی؟
🐰 : نه وایسا هیونگ زدن چیه؟ *میخنده* تو گفتی؟ من؟ چی میگی منو اینجوری نشون نده هیونگ نیم. از کی من اینکارو کردم؟ اگه درسته که به عنوان جوک گرفتمش *میخنده* نظرت چیه؟ بیا لایو انجام بدین نظرت چیه؟
🐥: ککککککککک
🐰: فقط نخند.
🐥: جونگکوکی یادش رفته چجوریم.
🐰: اوه بنظر میرسه جیمینو فراموش کردم *میخنده* آه واقعا برم؟ آه هیونگ صبح خیلی حوصله نداره. منم ندارم برم؟ نظرت چیه؟
🐥: سریع بخواب، دوران پروموشنتم که تموم شده، هیونگی داره میره.
🐰 : فعالیتای پرموشن... نمی‌دونم چجوری پیش میره...آه... خیلی چیز بزرگی نیست جیمینی هیونگ...
🐥: تو شرایطی نیستم که بتونم به آرمی نشون بدم.
🐰: من فقط کارارو تموم کردم و اومدم لایو. در واقع سمت راستمو ترجیح میدم اما سمت چپمو دارم نشون میدم. فقط وقتی می خوام آرمی رو ببینم اینو روشن میکنم نگران اینجور چیزا نباش.
🐥: اگه عکسی که برات فرستادمو ببینی متوجه میشی چرا اینو میگم.
🐰 : الان،، الان،،، برام عکس فرستادی؟ آره آره ببین، آرمیا درموردش صحبت میکنن. درسته جیمینا ببین آرمیا هم بهت همینو میگن! اونا میگن با جونگکوک بیا لایو!
🐰: آه، جیمین هیونگ، چه شرم آور!
🐰: "جیمین بیا آسون بگیریم"
🐰: درسته!
🐥: اینقدر آسونم بدست نمیام.
🐰: جیمین‌شی؟؟ اوه کامنتای جیمین هیونگ محو شدن آه چرا؟
🐥: هه‌هه‌هه‌هه‌هه‌هه پاکش کردم هه‌هه‌هه‌هه‌هه
🐰: آه، حذف شد... بیا ویورس رو انجام بدیم حموم میکنم و میام پیشت. هیونگ بیا انجامش بدیم حوصلم سر رفته خوابم نمیاد.
🐥: نه برو عکسو ببین هه‌هه‌هه ببخشید
🐰: آه واقعا... اوکی.. ناراحت کنندست ولی اوکیه.
🐥: یکم بیشتر پیش فنا بمونو بعد سریع برو بخواب. من دارم میرم.
🐰: جیمین‌شی سلامت برو منم سریع باید برم بخوابم!

#WEVERSE
دیدگاه ها (۳)

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

خب خارکصه چرا تو استیریت باید پسره رفیقشو از پشت بغل کنه 👺به...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

KIM V

عشق منP5۳مچ دستمو از دستش کشیدمو رفتم سمت اتاقی که دخلش بودم...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

سناریو در خواستیییی چیفویو

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط