گر روزی رسید که خبر مرگم را برایت آوردند

گر روزی رسید که خبر مرگم را برایت آوردند

گر روزی رسید که خبر مرگم را برایت آوردند
غمگین شو !
روز های هفته‌ات را با کشیدن سیگارهایت سپری کن .
بغض کن !
از آدم های اطرافت دور شو و چند روزی را به خود سخت بگیر .
اشک بریز !
در نبودم به جای تن من سرمای خاطراتمان را در آغوش بکش .
سکوت کن !
به یاد آور روز هایی را که خودم را به فدایت کردم و تو گویی کور بوده‌ای ..
و در روز موعود ، به دیدارم بیا ، بر رخسار رنگ و رو رفته و سردم بوسه زن و اشک ها و ناله هایت را بر پیکر بی‌جانم فرو آور . با یاد تمام آغوش هایی که دستانت را زحمت ندادی ، مرا در آغوش خود بکش و از من جدا نشو
حتی اگر تمامی این اعمال از برایت دشوار بود
تکانی به خود بده و یادی از من بکن.. ، ما آنقدر هم غریبه نیستیم....
دیدگاه ها (۰)

پارت هجدهم«ساعتی که نباید از دست می‌رفت» 🕰️عکس هنوز میان انگ...

بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید... من...

بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید... من...

و هـر لحظه بی آنکه تــو بدانی بـرایت آرزوی بهترین هـا را کر...

.خانم‌جان، گاهی به یاد بیاور رویاهای رنگی‌ات را. گاهی به یاد...

توصیۀ بسیار زیبا از "پیکاسو" برای آرامسازی:اوّل* تمام عددهای...

ـ🌱🌱🌱وصیت کرده ام بعد از مرگم ؛ همراه من دوتا فنجان چای هم دف...

زندگی ، تفاوت بین روزهای آسان و روزهای سخت است !گاهی وقت ها ...

زندگی ، تفاوت بین روزهای آسان و روزهای سخت است !گاهی وقت ها ...

توشۀ راه ابوذر در کنار کعبه به پا خاست و گفت: من جندب بن سکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط