مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم

درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سرشانه بمیرم

میخانه به دور سر من چرخد و اینم
پیمان که به چرخیدن پیمانه بمیرم

من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم

شمعی و طواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من و پروانه بمیرم

من در تیمم صدفم سینه دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم

بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم
دیدگاه ها (۱)

شعری دلنشین از زنده یاد استاد شهریارمست آمدم ای پیر که مستا...

مست آمدم اي پير كه مستانه بميرممستـــانه در این گـــوشـــه ی...

مست آمدم اے پیر ڪه مستانه بمیرممستانه در این گوشه میخانه بمی...

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرممستانه در این گوشه ی میخانه ب...

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرممستانه در این گوشه میخانه بمی...

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرممستانه در این گوشه میخانه بمی...

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرممستانه در این گوشه میخانه بمی...

مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرممستانه در این گوشه میخانه بمی...

#شاعر #استادشهریار ⚘️مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرممستانه د...

مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرممستـــانه در این گـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط