وقتی قنوت عید فطر رو می‌خوند و اشک‌هاش روی محاسنش می‌غلت

🗯وقتی قنوت عید فطر رو می‌خوند و اشک‌هاش روی محاسنش می‌غلت

🗯وقتی قنوت عید فطر رو می‌خوند و اشک‌هاش روی محاسنش می‌غلتید، انگار دل آسمونم می‌لرزید.

🗯یه مرد، یه رهبر، یه بنده؛ غرق در عظمت خدا❤️
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۴

سلام خوشگل‌های من 💝قراره یه رمان عاشقانه و هیجانی براتون بنو...

ادامه

واکنش جیمین وقتی نوشته‌ی روی بنر یه آرمی رو خوند;) «من از سا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

dark life = 39

برادر ناتنی

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

حافظ خوانی رهبر شهید انقلاب در روز بزرگداشت حافظ!

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط