ادامه

لوسیفر نفسش رو حبس کرد. دستاش می‌لرزید. گردنبند قرمز توی سینه‌اش می‌سوخت. انگار داشت فریاد می‌زد.
الستور با صدای خفه گفت: «لوسیفر... بهش نده. حتی اگه من بمیرم... تو نباید بذاری همه‌چیز تموم بشه.»
لوسیفر برگشت. چشماش پر از اشک بود.
لوسیفر: «الستور... من نمی‌تونم بذارم تو بمیری. نمی‌تونم!»
الستور لبخند زد. یه لبخند خسته. ولی واقعی.
الستور: «تو می‌تونی. چون من... بهت یاد دادم که قوی باشی. یادت هست؟»
واکس حرفشون رو قطع کرد. سیم دور گردن الستور یه کم محکم‌تر شد.
واکس: «بسه. من تا فردا شب بهتون وقت می‌دم. تصمیم بگیرید. ولی بدونید...»
نگاهش به لوسیفر دوخت. توی چشماش یه برق عجیبی بود. نه خشم. نه شیطنت. یه چیزی شبیه به حسرت.
واکس: «...منتظر این لحظه خیلی وقت بودم. و نمی‌ذارم یه بچه‌ی ترسیده خرابش کنه.»
و بعد، برگشت. سیم‌ها از اطرافش جدا شدن و دوباره توی دیوارها فرو رفتن. قدم‌هاش توی تاریکی راهرو گم شد. ولی نویز الکتریکی... هنوز توی هوا می‌لرزید.
لوسیفر به میله‌ها تکیه داد و آروم سرش رو پایین انداخت. اشک‌هاش روی سنگ‌های سرد ریخت. الستور از پشت، دست بسته‌ش رو آروم روی شونه‌ی لوسیفر گذاشت.
الستور: «لوسیفر...»
لوسیفر: «من نمی‌ذارم تو بمیری. حتی اگه... حتی اگه خودم بمیرم.»
الستور چیزی نگفت. فقط دستش رو روی شونه‌ی لوسیفر نگه داشت. توی سکوت قفس، فقط صدای نفس‌های لرزون لوسیفر و نویز خفیف سیم‌ها شنیده می‌شد.
و توی تاریکی، گردنبند قرمز... آروم می‌درخشید.
دیدگاه ها (۱)

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

اسم داستان: عشق دیرینه💗پارت: 6لوسین الستور در جنگل بودند و د...

استی: واا، جیسونگ... شونه‌هات خیلی خوش‌فرمن!🐿: دیروز شونه تم...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

پارت ۱۸

در آغوش تو. پارت سوم+اوه البته اگر منم زنم ترکم میکرد و میرف...

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط