به اندازهئ تمام خاطراتی که داریم ازت متنفرم، و ای کاش می
به اندازهئ تمام خاطراتی که داریم ازت متنفرم، و ای کاش میتونستم یك آدم بیتفاوت باشم که هیچوقت تو و هرچیز راجب به تو براش مهم نبوده.
... ولی نمیتونم. آدم وقتی بیتفاوت میشه که دیگه چیزی براش نمونده باشه؛ ولی من هنوز همهچیزو یادمه. هنوز صدات تو سکوت شب میاد و بوی تو تو اتاق میپیچه. نفرتم از تو نفرت از یه غریبه نیست؛ نفرت از کسیه که یه روز همهچیز من بود و حالا شده دلیل بیخوابیهام.
ای کاش میتونستم مثل یه غریبه از کنارت رد شم و قلبم حتی یه ذره هم نلرزه. ولی هر بار که میبینمت، همهی اون روزها جلوی چشمم میاد؛ خندهها، قولها، دستهایی که یه روز جای امن من بود. و من میمونم با یه بغضی که کسی نمیبینه و یه زخمی که کسی نمیبنده.
شاید یه روز یاد بگیرم که نفرت هم خودش یه جور یادآوریه؛ و من هنوز اونقدر یادم به توئه که نمیتونم ازت بگذرم. ولی اینو هم میدونم: یه روزی میرسه که حتی اسمت هم دیگه دلم رو تکون نمیده. اون روز، نه ازت متنفرم، نه دلتنگت میشم؛ فقط ساده از کنارت رد میشم، مثل همهی آدمهایی که یه روز برای هم مهم بودن و حالا هیچی نیستن.
... ولی نمیتونم. آدم وقتی بیتفاوت میشه که دیگه چیزی براش نمونده باشه؛ ولی من هنوز همهچیزو یادمه. هنوز صدات تو سکوت شب میاد و بوی تو تو اتاق میپیچه. نفرتم از تو نفرت از یه غریبه نیست؛ نفرت از کسیه که یه روز همهچیز من بود و حالا شده دلیل بیخوابیهام.
ای کاش میتونستم مثل یه غریبه از کنارت رد شم و قلبم حتی یه ذره هم نلرزه. ولی هر بار که میبینمت، همهی اون روزها جلوی چشمم میاد؛ خندهها، قولها، دستهایی که یه روز جای امن من بود. و من میمونم با یه بغضی که کسی نمیبینه و یه زخمی که کسی نمیبنده.
شاید یه روز یاد بگیرم که نفرت هم خودش یه جور یادآوریه؛ و من هنوز اونقدر یادم به توئه که نمیتونم ازت بگذرم. ولی اینو هم میدونم: یه روزی میرسه که حتی اسمت هم دیگه دلم رو تکون نمیده. اون روز، نه ازت متنفرم، نه دلتنگت میشم؛ فقط ساده از کنارت رد میشم، مثل همهی آدمهایی که یه روز برای هم مهم بودن و حالا هیچی نیستن.
- ۹۲۴
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط