دلم خواست سیبی از شاخه حسرت بچینم

دلم خواست سیبی از شاخه حسرت بچینم 🌹👌👌👌💗

من میخوام سیبی از شاخه حسرت بچینم
بندازم تو آسمونو و تاب بدم
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونمو گل اقاقی ها .........!!!!
عزیزم چونان تو را دوست دارم،
که هوس دارم،
روزی گاز بزنم،
سیب نشسته ی صورت تو را...
مرا به آغوشت بِکِشان
به باغ ممنوعه ی تنت
به نفس های شرجی زده نم دار گرم گرمت
در حصار شاخ و برگ بازوان زنانه ات ...
و روح این جسم سرکش را
عریان کن
بی بهانه ببوس
تا مزه مزه کنم شراب سیب لبهای دختر حوا را...
بوی باران ، بوی سبزه
بوی پسته ، بوی خاک
بوی سیب، بوی بهشت
اماااااااااااا
خنده هایت ...
انار دیگریست ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
آریا بداهه 🌹🌹🌹💗💗💗💗
دیدگاه ها (۲۹)

من را به آغوشت بِکشان به باغ ممنوعه ی آدمبه نفس های شرجی زده...

بابک

من میخوام یه دسته گل به اب بدم ارزوهامو به یک حباب بدم سیب...

من را به آغوشت بِکشانبه باغ ممنوعه ی آدمبه نفس های شرجی زده ...

من از اون آسمون آبی میخواممن از اون شبهای مهتابی میخوامدلم ا...

من را به آغوشت بِکشانبه باغ ممنوعه ی آدمبه نفس های شرجی زده ...

من از اون آسمون آبی میخواممن از اون شبهای مهتابی میخوامدلم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط