بابک

.
مـن را به آغـوشت بِکشان
به باغ ممنـوعه ی آدم
به نفـس های شـرجی زده
درحصـار شاخ و برگَ بازوانت
و روح این جسـم سرکش را
عـریان کن
به بهـانه ها ببـوس
و مـزه مــــزه کن
ِشـراب سیـب لبهـای
دخترِحـــــــــوااا را....



.
دیدگاه ها (۰)

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

من را به آغوشت بِکشان به باغ ممنوعه ی آدمبه نفس های شرجی زده...

مَرا به #آغوشت بڪشانبه باغ ممنوعه‌یِ آدمبه #نفس های شرجی زده...

عاشقانه

من را به آغوشت بِکشانبه باغ ممنوعه ی آدمبه نفس های شرجی زده ...

من را به آغوشت بِکشانبه باغ ممنوعه ی آدمبه نفس های شرجی زده ...

دلم خواست سیبی از شاخه حسرت بچینم 🌹👌👌👌💗

یک بار دیگر مرا ببوسبگذار باران بوسه هایتجسم کویری ام را سیر...

باسکوتت؛عقل وهوشم برده ای؛رحمی به این دیوانه کنبا بهشتِ دیدگ...

معجون خنککنندهی تابستانی: نفس یخزدهی خورشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط