من را به آغوشت بِکشان

من را به آغوشت بِکشان
به باغ ممنوعه ی آدم
به نفس های شرجی زده
درحصارشاخ و برگ بازوانت...
و روح این جسم سرکش را
عریان کن
به بهانه ها ببوس
و مزه مزه کن
شرآبِ سیبِ لبهای
دخترِحوا را....
دیدگاه ها (۳)

🐨💋~ آپدیت پست اینستا~گرام بابایی نازم😭🫴🏼✨️💋🐨:چیزای غم انگیز~...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PART 4دستش رو دور گرد...

### پارت اول: «سایه‌های بیدار در مه»مهِ سنگین و غلیظی کوچه‌ه...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

پارت اول: «ملکه‌ی قمارخانه‌های زیرزمینی»ساعت از دوازده شب گذ...

dark life = 24

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط