میگفت

🥀⃟🦋

🥀⃟🦋
میگفت:
#شهید_عباس_بابایی خیلی سیب دوست داشت

یه سیب رو برمیداشت ، پوستشو میکند ، نصفش میکرد
نگاهش میکرد ، بوش میکرد اما..
نمیخورد
میذاشتش جلوی خودش و با دلش بازی میکرد اما تن به خوردنش نمیداد

داشت تمرین میکرد تا خودشو مقابل نفسش قوی کنه ، این کارها رو کرد که شد عباس بابایی و تو قلب آمریکا از گناه حاضر و آماده فرار کرد...

شهید بابایی از حلال خدا گذشت تا از حرامش راحت تر بگذره...

#قاسم_بن_الحسن #شهدا۰۱۲۰
╭🦋
╰┈➤ @shohada0120
دیدگاه ها (۰)

part64. . +اون روزا بدون اینکه بدونم دلم برای فردی تنگ میشد ...

رمان یادت باشد ۱۴۴

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۱۴۰ (⁠♡)||بوي عطرش.. عطر مردونه...

"بازی"🕶part:4🕶شوگا:بد نبود برا اولین بارجیمین:من....من چیکار...

رمان گناهکار قسمت هشتم (678)

نمیتونم ازت دست بکشم part 9

شراب_گیلاس p15 جونگکوک با انگشتای کوچیک اماندا بازی میکرد ...

"فیک تو کی باشی؟" ۱۲

فرشته ي تاریڪي

سناریو 𝒮𝓉𝓇𝒶𝒴 𝓀𝒾𝒹𝓈❅🫧

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط