عاشق جانانه

عاشقِ جانانـه...

عاشقِ جانانـه...
از جان؛ بگذرد
جان؛ کند قربان
جانان؛ بگذرد
دین و ایمان؛ چیست؟
در سودایِ عشق
عشقباز؛ از دین‌ و...
ایمان؛ بگذرد
دردمندِ عشق...
کِی خواهد طبیب؟
از علاجِ درد و...
درمان؛ بگذرد
دیدگاه ها (۴)

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسدمگر لیلی کند درمان، غم مجنون...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن دل...

بی لبت کامل نمی‌شد دورۀ درمان منبوسه‌های کوچکت قرص روان‌گردا...

مگذار دل از غصه پریشان شود ای عشقکاشانه ام از هجر تو ویران ش...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

Attar-050803

عاشقانه های شبنم

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط